در میان چمن صبح دمان

یک نفر با نفس پاک اهورایی گفت :

چه هواییست ! و مریم در باغ ،

با همین عطر دل انگیز اهورا گل کرد

و پر از مریم شد ، سایه کوچک دستان درخت خورشید

فصل آمیزش گل بود به تاریکی شب

دل من در هوس بودن تو می خواند

دل من در تن اعجازی قدسیت تو می ماند

مریم ای پادشه باغچه پاک دلم !

جای تو سبز ولی باز بیا ، تا نماند خالی ،

لحظه های تپش فروردین !

جای لبخند تو خالی است عزیز ...